سلسلهٴ روايتهاي يهودي را از زمان خلقت تا روزگار خودش (يعني حدود 1150)، بيان كرد.
معتقدات او شديداً مخالف قرائيه بود؛ هدف اصلي وي نشاندادن سنت شكستناپذير يهوديت رابيان عصر خويش، مخصوصاً در اسپانيا، براساس آموزشهاي جايونان و اساتيد اولين بوده است. اين تاريخ حاوي اطلاعات تاريخي با ارزشي است؛ از جمله دربارهٴ جايونان، و دربارهٴ يهوديان اسپانيا. در واقع اين قديميترين مأخذ براي تحقيق در مورد وضع طلاب يهودي بعد از عصر شِريره جايون (حدود 980) است.
او در 1168، رسالهٴ عربي كتاب العقيدة الرفيعة را نوشت. اين كتاب در سه باب است: 1) اصول طبيعيات و مابعدالطبيعه؛ 2) اصول قانون و دين؛ 3) طب روحاني، يعني حكمت عملي، اخلاق، تدبير منزل، سياست مدن. دو ترجمهٴ عبري آن در دست است؛ يكي از سموئيل بن مُطُط (نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم) (1392)؛ ديگري كه كاملتر است، از سليمان بن لَبي كه در اواخر سدهٴ چهاردهم، در ايكسار در آراگن ميزيست. اين نخستين اقدام يهود براي آشتي دادن ميان دين و فلسفهٴ ارسطو بود؛ و ابراهيم بن داود را بايد نخستين مشايي يهودي خواند، ولي شهرت او خيلي زود تحتالشعاع ابن ميمون قرار گرفت. عقايد او در جهت مخالفت شديد با افكار نوافلاطوني ابنجبرول بود. او بر اين نكته تأكيد داشت كه دانش تحصّلي (علوم مثبته) موجب استحكام اعتقاد ديني انسان ميشود. بهروايت اسحاق اسرائيلي (نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم)، او رسالهاي در باب اخترشناسي نوشته است، كه جز اين اطلاعي دربارهٴ آن نداريم.
ابراهيم بن سليمان توروتِيِلي كه در 1492، شاهد اخراج يهوديان از اسپانيا بود، دنبالهٴ كتاب سنت را تا سال 1525، نوشت. ابراهيم بن سليمان تاريخ رويدادها را تا 1467، تقريباً حرفبهحرف از روي تاريخي نقل كرده كه يوسف بن ظدّيق آروالويي (آويلا، كاستيل قديم) به كتاب دعايش به نام زِكِر ظَدّيق منضم ساخته بود.
ابنميمون1
به عربي ابوعمران موسي بن ميمون بن عبداللّه قرطبي (يا اندلسي) اسرائيلي معروف به موسي ثاني (يا موسي زمان).
فيلسوف، متكلم، پزشك و اخترشناس يهودي اسپانيايي، كه در 30 مارس 1135، در قرطبه زاده شد. در 13 دسامبر 1204. در قاهره درگذشت، و در طبريهٴ فلسطين مدفون گرديد، كه هنوز هم قبرش در آنجا ديده ميشود. خانوادهٴ او تا زمان تسلط موحدون بر قرطبه در 1148 ـ 1149،